حکایت عشق
پاییز قریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود گل منو چرا چیدی گل من دنیای بود!!!
می خواین برسین یعنی به اون چیزی که دوست دارین و لیاقتتونه یا شاید به اون کسی که دوسش دارین فرق نمیکنه مهم اینه که به هدفتون برسین حالا هر چی می خواد باشه ولی فقط یه چیزی رو یادتون باشه هیچ وقت به خودتون مغرور نشین یا به خاطر غرورتون عزیز ترین کستون رو از دست ندین این خیلی درد ناکه شاید به خاطر یه کلمه حرف همه چیز خراب بشه خدا اون روزو نیاره ولی اگرم بیاره دیگه نمیشه کاریش کرد مثل آبی که بریزه دیگه نمیشه جمعش کرد نمی خوام نصیحتتون کنم چون اصلا در این حدو حدودا نیستم فقط می خواستم بگم که تو رو خدا مواظب باشین حالا از این چیزا بگذریم انشالا که خدا همچین روزی رو واسه هیچ کس نیاره می خوام یکی دیگه از شعرامو واستون بنویسم خدا کنه خوشتون بیاد نکنه یه روز بیاد که من ستارمو نبینمش یا اینکه از آسمونا اشتباهی بچینمش نکنه بیاد به من بگه دیگه تو رو نمی خوامت دیگه بهم نگاه نکن صدام نکن نمی خوامت نکنه یه روز ببینمش با غریبه بهم بگه عشق منه برای تو یک رقیبه نکنه یه وقت پیشم نیاد دیگه منو ناز نکنه دیگه برام قصه نگه حرفامو آواز نکنه نکنه یه وقت عروسکم برای بازیهای اون یا اینکه یک مترسکم برای گندم های اون نکنه منو دوست نداره از الکی مونده با من یا از برای دلخوشیم ترانه ای خونده با من نکنه که من یه قطره ام تو بیکران عشق اون یا اینکه حرفی کهنه ام تو دفترای مشق اون نکنه بهم هدیه نده حلقه ی عشق پاکمو یا اینکه از سرای عشق سهم دل هلاکمو نکنه یه شب بیاد بگه خسته شدم از دست تو یا اینکه هرگز نمیشم یه لحظه بازم مست تو نکنه یه وقت خواب میبینم بودن با ستاره رو یا اینکه موجها ببرن خاطره ی تولد ستاره رو پدرم گفت:قسمت این بود..... مادرم گفت: حیف شد...... خواهرم گفت:قشنگ بود...... برادرم گفت: کاش ۲ تا داشتیم.... اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود..................... گریبان تا به دامانم بسوزد برای کفر زلفت ای پری رخ همی ترسم که ایمانم بسوزد بیهوده بود فکر مرا برگزیدنت حالا منم و غصه ی از من بریدنت ای سیب سرخ عشق که دستان کال من هرگز نمیرسد به بلندای چیدنت ای کاش هیچ وقت نمی دیدمت حالا چگونه سر کنم با ندیدنت ای شعر عاشقانه ی من بی حضور تو آمد چه زود وقت به پایان رسیدنت می دونم یه روز میایی و میگی منو ببخش میگی بگذر از گناه من منو ببخش میگی من دوست دارم خیلی زیاد دل من غیر تو هیچی نمی خواد میگی باور کن این حرفای دل میگی از بر کن این قصه ی دل ولی من میگم که اون یادش بیاد اون روزای رفته رو یادش بیاد یاد اون روز که به من خندید و رفت یاد اون شب که منو بوسید و رفت اون همه التماس و خواهش به درک دلمو چیکار کنم که خورد ترک هر چی گفتم تو بمون ای عشق من تو بشو بنفشه تو بهشت من هر چی گفتم ای گل گلدون من تو تابستون تو نشو خزون من تو بشو سبزه ی عشق عاشقا تو بشو شراب عشق و تک گل اقاقیا تو بشو شکوفه های عسلی تو بشو لاله ی عشق مخملی هر چی گفتم انتظارم نده باز آخه زندگیم شده راز و نیاز هر چی گفتم با دلت اثر نکرد رفتی و دلت منو خبر نکرد حالا هم که اومدی برای من شدی عاشق که میشه فدای من فکر نکن که این دفعه راضی می شم که برات عروسک سازی بشم اینو میگم واسه اینکه بدونی نمی خوام یه لحظه پیشم بمونی امروز تولد وبلاگ منه بهم تبریک نمیگین؟؟؟ امروز وبلاگ من متولد شد از اینا بگذریم خیلی وقت بود که می خواستم یه وبلاگ بسازم ولی نمی دونم چرا نمی شد به هر حال امیدوارم که بیاین و ببینین و نظر بدین و خوشتونم بیاد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتی گلدون خونمون شکست!!!
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

