رویای سبز
«
روياي سبز »صداي بــــــي صداي من به آسمونت نرسيد
دلم دوباره بي تو موند طعم فراغتو چشيد
كوهـــــك خسته ي دلم زير نگاه تو شكست
اشكاي سرد آسمون رو گونــه هاي من نشست
باور نكرده بود دلم نگــــاه سنگين چشات
انگاري من غريبه ام تو سـرزمين روياهات
تنهايي قاصدكها مهمون قلـــــب من شدن
واسه روزاي بي كسيم شقايقا مــأمن شدن
نديدن چشماي توست بزرگترين درد و عـذاب
بيا تو اي خورشيد نشون به آسمون من بتاب
تموم رؤياهاي سبز تو چشماي تو ريشه داشت
به پيشكش چشماي تو بايد كلي ستاره كاشت
تنــــهايي و بي كسيمو سوار قايق ميكنم
تو فكر اينم كه تو رو دوباره عاشق ميكنم
تو و دوباره داشتنت شده مثل افســانه ها
نيستي حالا كنار من من موندم و شبــانه ها
صحرا
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 0:4  توسط صحرا
|
