تبليغاتX
حکایت عشق -


حکایت عشق

پاییز قریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود گل منو چرا چیدی گل من دنیای بود!!!


As the tree its leaves, Ished my words on the earth. Let my thoughts unuttered flower in thy silence.

 همچون درختي که برگهايش را مي ريزد ، کلماتم را بر زمين ريختم. باشد که انديشه هاي ناگفته ام در سکوت تو بشکفد.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 16:49 توسط صحرا| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست